این چند روز چندین لینک در بالاترین و در زمینه انقلاب قرار دادم که بعضی از آنها با استقبال قابل توجهی روبه رو شدند. به همین دلیل این لینکها را در وبلاگ آورده ام. در ضمن لطفا به پینوشت هم دقت کنیدُ و در صورت امکان از روش ذکر شده استفاده کنید.
ابراهیم یزدی: خلخالی به عنوان حاکم شرع٬ ۴ اعدامی اول انقلاب را ابتدا کشت٬ سپس برایشان کیفرخواست نوشت!
خلخالي به عنوان حاكم شرع خود حكم اعدام چهار نفر اول يعني نصيري، رحيمي، خسروداد و ناجي را صادر كرد. من همانجا در حضور همه حاضران اعتراض كردم و تأكيد كردم كه بايد دادگاهي علني تشكيل شود. به علاوه بايد به اينها اجازه داده شود تا حداقل با خانوادههاي خود ديدار داشته باشند و اگر خواستند بتوانند وصيتنامههاي خود را بنويسند. آقاي خميني به حاج مهدي عراقي دستور داد كه برود و نظارت كند تا آن چهار نفر با خانوادههايشان تماس بگيرند و اگر مطالبي دارند بنويسند. اما خلخالي به سرعت از مدرسه علوي به مدرسه رفاه رفت و حاج مهدي عراقي زماني رسيد كه اعدام آن چهار نفر صورت گرفته بود. چه واكنشي در پي اين اقدام صورت گرفت؟ وقتي من رسيدم، خلخالي و تيماش مشغول مذاكره براي نوشتن ادعانامه عليه اعدام شدگان بودند. من بسيار عصباني شدم و بر سر آنها فرياد زدم كه شما چه ديني داريد؟ اول ميكشيد بعد حالا ميخواهيد كيفرخواست بنويسيد؟ آيا نميتوانستيد اول كيفرخواست را بنويسيد و براي آنها بخوانيد و بعد اعدام كنيد؟ جو خشونت و اعدام انقلابي تا اين اندازه شديد بود. از مراسم اعدام و پس از آن نيز فيلمي برداشته بودند كه از تلويزيون پخش شود. آنچه در اين فيلم وجود داشت نمايشي غيرانساني از تخليه نيروي سركوب شده مردمي بود كه عليه ظلم و ستم قيام كرده بودند و به چيزي كمتر از انتقام كور، آن هم به زشتترين شكل آن و پرخاشگري ويرانساز راضي نميشدند. اين فيلم را كه به نظر من غيراخلاقي و موهن براي انقلاب بود گرفتم و اجازه پخش آن را ندادم و هنوز اين فيلم را در اختيار دارم...
لینک اصلی نوشته http://www.aftabnews.ir/vdchmz-n23nq.html
لینک مطلب در بالاترین http://balatarin.com/permlink/2008/2/1/1220790
نحوه اعدام هویدا به وسیله خلخالی٬ مخالفتها در برابر اقدامات خلخالی و عکس العمل خمینی
اقدام معروف ديگر در روز هجده فروردين سال ۵۸ رخ داد که آيت الله خلخالی با سيزده مامور فدائی خود وارد زندان قصر تهران شد و تلفن های آن را قطع کرد تا از اعمال نفوذ ها جلوگيری کند و به دنبال محاکمه ای کوتاه، اميرعباس هويدا نخست وزير مشهور حکومت محمدرضا پهلوی را اعدام کرد آي شيوه عمل آقای خلخالی اعتراض های زيادی را نه فقط از جانب مخالفان و منتقدان انقلاب اسلامی بلکه از سوی اعضای دولت موقت و برخی چهره های انقلابی نزديک به آيت الله خمينی برانگيخت. آقای خلخالی که اين مخالفت ها را مانعی بر سر راه خود می ديد، به آيت الله خمينی شکوه کرده و به گفته خودش اينگونه از آيت الله خمينی پاسخ شنيد: "هركس در مقابل شما ايستاد همين طور يقه اش را می گيری و كنارش می اندازی. من با اتكاء به همين حمايت های جدی كار خودم را ادامه می دادم و به آنها می گفتم امام فهميده حكم را به چه كسی بدهد و من يك قدم از انجام وظيفه ام عقب نشينی نمی كنم."
لینک اصلی نوشته که وبسایت آن رهبر شده است (توضیح در مورد کلمه رهبر در پینوشت آمده است) http://www.ettelaat.net/03-11/a_k_az_e_g_t_e.htm
لینک رهبر نشده نوشته http://2vominbande209.blogfa.com/post-94.aspx
لینک مطلب در بالاترین http://balatarin.com/permlink/2008/2/4/1222655
آن که با دوربینش جهان را گریست! (کاوه گلستان٬ عکاس انقلاب٬ به روایت مسعود بهنود)
در روزهای انقلاب که روزهای خشونت کور بود، کاوه هی صحنه های تازه کشف می کرد. تا یک زمان هنوز حس زیباشناختی و انسان دوستانه اش کار می کرد و موثر بود. عکسی از او را روی مجله خبری تهرانمصور چاپ کردم که بچه ها داشتند شاخه های گل بر لوله تفنگ سربازان می کاشنند. در عکس دیگری یک گلفروشی گل هایش را به رایگان بین مردم می ریخت....اتفاق عجیبی افتاده بود. انقلابیون مسلمان یک محله را به آتش کشیده بودند. باور کردنی نبود یک محله. همان محله بدنام . همان شهرنو تهران. محله فاحشه ها و خانم رييس ها که کاوه در سری عکس هایش ثبتشان کرده بود.مثل آن که همه شان آشنای او شده بودند با خودش می گفت حالا این ها کجا بروند. و کسانی که با او رفتند آمدند و تعریف کردند که حزب اللهی ها به شوق آمده بودند و نگذاشتند کاوه از خلخالی که آن آتش سوزی را راه انداخته بود عکس بگیرد. کاوه سعی کرده بود خلخالی را از این کار باز بدارد. بهش گفته بود حاجی آقا بعضی های این ها بچه فلج داشتند. مادر و مادر بزرگ داشتند ممکن است در آتش گیر بیفتند. بعد هم اين ها کجا بروند چیزی ندارند، جائی ندارند. اما حاج آقا با شکم بزرگش به او خندیده و گفته بود آن ها حکم شرعی شان سنگسارست. رحم بهشان کرده ام...اين شش ماه بعد از انقلاب بود، جنگ داخلی از کردستان شروع شده، کاوه هم رفته بود به غرب ايران، ميان کردها . رفته بود و ديده بود. نیمه شبی به سرعت خودش را رساند. تا ببیند که گلوله های بمب و موشک چطور لاله ها را له کرده بودند...
لینک اصلی نوشته http://masoudbehnoud.com/weblog/2007/11/blog-post.html
لینک مطلب در بالاترین http://balatarin.com/permlink/2008/1/31/1220708
گفتم ساواكي حرامزاده، و ماشه را كشيدم. چيزي توي كلهاش تركيد و پاشيد به بدنه تانك (عباس معروفی)
يك شيشه كوكتل مولوتُف روشن كردم و درِ تانك را نشانه گرفتم. دود از لاستيكهاي وسط خيابان تنوره ميكشيد و شعلة آتش را ميرقصاند. صداي اللهاكبر ميآمد. گفتم ساواكي حرامزاده، و ماشه را كشيدم. چيزي توي كلهاش تركيد و پاشيد به بدنه تانك. آنوقت خون فواره زد و آن ساواكی حرامزاده دراز به دراز خوابيده بود، يكي دو رعشه و تمام. از تانك كه پياده ميشد، دستهاش را به حالت تسليم بالا برده بود، اما من كاري نميتوانستم براش بكنم، و فقط ديدم كه گروهبان دو است. درست روز بيستودوم بهمن بود، و من به تلافيِ خانه ماندن اجباري شب قبل ميخواستم هرچه از دستم بر ميآيد بر طبقِ اخلاص بريزم. انقلاب بود، و انقلاب يعني همين. اگر يكبار ديگر انقلاب شود، باز هم هر كي از تانك پياده شود، ميزنم. و اين بار نوبت آخوندها است...
لینک اصلی نوشته http://fereydoon.malakut.org/archives/2003/10/post_4.php
لینک مطلب در بالاترین http://balatarin.com/permlink/2008/1/31/1220659
مجید انصاری: آيتالله خلخالي يك عالم بود كه علم را در خدمت مردم و انقلاب به كار برد!
. وي گفت: آيتالله خلخالي حقيقتا به گردن انقلاب اسلامي حق عظيمي داشتند و دشواريهايي را برطرف كردند كه همين امروز اگر از مردم ايران نظرسنجي كنند، ميگويند قاطعيت و برخورد درست خلخاليگونه ميخواهد تا ريشهي مواد مخدر و اعتياد از جامعهي ايران بركنده شود. انصاري افزود: شرط انصاف اقتضا ميكند كه قدر افراد و خدماتي را كه كردهاند بدانيم تا خدمتگزاران موجود جامعه براي خدمت بيشتر تشويق شوند.... آيتالله خلخالي يك عالم بود كه علم را در خدمت مردم و انقلاب به كار برد. وي شجاعت آيتالله خلخالي را در پذيرش مسووليت قضاوت در شرايط دشوار بعد از انقلاب بيشتر از شجاعت وي در قبل از انقلاب دانست و گفت: من بسيار متاسفم كه اين شخصيت هنوز مورد ظلم قرار ميگيرد...
لینک اصلی نوشته http://news.gooya.com/politics/archives/002468.php
لینک مطلب در بالاترین http://balatarin.com/permlink/2008/2/2/1221611
پینوشت: رهبر که در حقیقت رهبُر و به معنی برنده راه میباشد و با توجه به اینکه قییلتتر شدن سایت توسط حاکمیت به معنی بریدن راه وبسایت است و هرجا که وبلاگ ها از کلمه ی قیلطر استفاده می کنند دسترسی به وبلاگ و سایتشان بریده می شود. پیشنهاد می شود بجای قیلطر بگوییم رهُبر (با صدای اُ روی ب) که البته به معنی راه ُبرنده است ولی چون با دیکته ی رهبر یکی است از تیغ قیلطر می گذرد
این پیشنهاد را چندین ماه پیش در بالاترین دیدم و ارائه دهنده آن یکی از کاربران کاربلد بالاترین به نام عرفان (نویسنده وبلاگ حرف حساب) بوده است لین مطلب عرفان در این زمینه:
شاید حق ماست که به چنین روزی بیافتیم. این همه اختلاف بر سر موضوعی که تنها به ۳۰ سال گذشته تعلق دارد!
قسمتهایی از سخنرانی خمینی که در مورد آنها اختلافی وجود ندارد را اینجا بخوانید http://2vominbande209.blogfa.com/post-51.aspx
قسمتهای مورد اختلاف از سخنرانی خمینی:
بسم الله الرحمن الرحیم
ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزیها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.
من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.
من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می كنم. من به جوان هائی كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می كنم.
خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد...